
به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، چند سال پیش، وقتی کرونا مدارس و دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، آموزش آنلاین یک انتخاب نبود؛ یک ضرورت بود. کلاسها به گوشی و لپتاپ منتقل شدند، معلمها به جای تخته با صفحهنمایش روبهرو شدند و دانشآموزان و دانشجویان، خانه را با مدرسه و دانشگاه یکی کردند.
آن روزها چارهای جز استفاده از آموزش مجازی وجود نداشت. اما آنچه به عنوان راهحل اضطراری آغاز شد، نباید به یک وضعیت دائمی تبدیل شود. حالا که سالهای زیادی از آن تجربه گذشته و با آغاز سال تحصیلی جدید، مسئله دیگر فقط «باز شدن مدرسه» نیست؛ مسئله بازگرداندن کیفیت، ارتباط اجتماعی، نظم آموزشی و انگیزه یادگیری به نظام تعلیم و تربیت است.
اگر بخواهیم تصویری از آموزش در سالهای اخیر داشته باشیم، یکی از پررنگترین تصاویر، دانشآموزی است که در خانه، پشت تلفن همراه یا لپتاپ نشسته و در کلاس مجازی شرکت میکند. کرونا نظام آموزشی را در سراسر جهان با یک آزمون بزرگ مواجه کرد. مدرسهها تعطیل شدند و میلیونها دانشآموز و دانشجو ناگهان مجبور شدند شکل تازهای از یادگیری را تجربه کنند. آموزش مجازی در آن مقطع توانست چراغ آموزش را روشن نگه دارد؛ اما از همان ابتدا مشخص بود که نمیتواند در همه ابعاد جایگزین مدرسه و دانشگاه شود.
در ایران نیز این تجربه با سرعت زیادی شکل گرفت. معلم و دانشآموز مجبور شدند در مدت کوتاهی با ابزارهای آموزش آنلاین آشنا شوند. خانوادهها نیز بخشی از مسئولیت آموزش را در خانه برعهده گرفتند. در بسیاری از خانوادهها، تلفن همراه به ابزار اصلی تحصیل تبدیل شد و کلاس درس از فضای مدرسه به اتاق خانه منتقل شد.
این تجربه البته نقاط مثبت خود را داشت. آموزش مجازی نشان داد فناوری میتواند در شرایط بحرانی به کمک نظام آموزشی بیاید. دانشآموزان و دانشجویان با منابع دیجیتال بیشتری آشنا شدند، بسیاری از معلمان مهارتهای تازهای در استفاده از فناوری پیدا کردند و مدارس و دانشگاهها نیز بیش از گذشته به اهمیت ابزارهای دیجیتال پی بردند.
اما مسئله از جایی آغاز شد که آموزش غیرحضوری، از یک راهحل موقت به یک عادت تبدیل شود.
مدرسه فقط ساختمان، نیمکت و تخته نیست؛ اما به همان اندازه هم فقط یک صفحه نمایش و یک لینک اینترنتی نیست.
دانشآموز در مدرسه تنها ریاضی، علوم، ادبیات یا زبان یاد نمیگیرد. او در مدرسه زندگی اجتماعی را تمرین میکند. یاد میگیرد چگونه با همکلاسی خود ارتباط برقرار کند، چگونه اختلاف نظر داشته باشد، چگونه در یک فعالیت گروهی مشارکت کند و چگونه مسئولیت بپذیرد. بسیاری از این مهارتها در کلاس مجازی یا شکل نمیگیرند یا بسیار محدودتر از کلاس حضوری شکل میگیرند.
کلاس درس یک رابطه انسانی است. معلم فقط کسی نیست که اطلاعات را منتقل میکند. معلم باید بتواند حالات دانشآموز را ببیند، از روی رفتار او متوجه مشکلش شود، انگیزه ایجاد کند و فضای کلاس را مدیریت کند. در آموزش حضوری، بسیاری از نشانههای رفتاری و عاطفی دانشآموزان برای معلم قابل مشاهده است؛ چیزی که در آموزش آنلاین بهسادگی از دست میرود.
از سوی دیگر، آموزش مجازی در سالهای گذشته یک مشکل مهم دیگر را هم آشکار کرد: شکاف امکانات.
در نگاه اول ممکن است تصور شود که کلاس آنلاین برای همه یکسان است؛ اما واقعیت چنین نیست. یک دانشآموز ممکن است در خانه به اینترنت مناسب، رایانه شخصی و فضای آرام برای مطالعه دسترسی داشته باشد و دانشآموز دیگری مجبور باشد یک تلفن همراه را با چند عضو خانواده به اشتراک بگذارد. همین تفاوت ساده میتواند کیفیت یادگیری را به شکل جدی تغییر دهد.
بنابراین، مجازی شدن آموزش لزوماً به معنای عادلانهتر شدن آموزش نیست.
دانشگاه نیز شرایط مشابهی دارد. دانشگاه فقط محل ارائه درس و برگزاری امتحان نیست. بخش مهمی از تجربه دانشگاه در راهروها، کتابخانهها، آزمایشگاهها، کارگاهها، جلسات علمی و گفتوگوهای میان استاد و دانشجو شکل میگیرد. دانشجو در دانشگاه علاوه بر درس، شبکه ارتباطی و حرفهای خود را نیز میسازد. تجربه حضور در یک محیط علمی، چیزی نیست که بتوان تمام آن را به کلاس آنلاین منتقل کرد.
البته بازگشت به آموزش حضوری به معنای کنار گذاشتن فناوری نیست. برعکس، یکی از مهمترین درسهای سالهای اخیر این است که فناوری باید به بخشی از نظام آموزشی تبدیل شود. کلاس حضوری میتواند با محتوای دیجیتال، آموزش آنلاین تکمیلی، منابع الکترونیکی و ابزارهای جدید آموزشی تقویت شود.
تفاوت مهم اینجاست که فناوری باید در خدمت مدرسه باشد، نه اینکه جای مدرسه را بگیرد.
اکنون که قرار است از ابتدای مهر مدارس و دانشگاهها به شکل جدیتری فعالیت حضوری خود را دنبال کنند، نباید تصور کنیم که تنها با باز کردن درهای مدارس، همه مشکلات گذشته حل خواهد شد. دانشآموزانی که چند سال تجربه متفاوتی از آموزش داشتهاند، به زمان نیاز دارند تا دوباره با فضای مدرسه، نظم کلاس، تعامل با معلم و ارتباط با همکلاسیها سازگار شوند.
از این منظر، مهر امسال میتواند فرصتی برای بازسازی آموزش باشد؛ نه صرفاً آغاز یک سال تحصیلی دیگر.
مدرسه باید دوباره به محیطی زنده تبدیل شود؛ محیطی که دانشآموز در آن احساس کند دیده میشود، حرفش شنیده میشود و یادگیری یک تجربه جمعی است. کلاس درس باید جایی باشد که دانشآموز در آن فقط برای امتحان آماده نشود، بلکه برای زندگی اجتماعی، کار گروهی، مسئولیتپذیری و حل مسئله نیز آماده شود.
در سالهای اخیر، آموزش آنلاین یک ضرورت بود. امروز اما باید جایگاه واقعی آن را تعریف کرد. آموزش مجازی میتواند برای روزهای تعطیلی، شرایط اضطراری، آموزش تکمیلی و دسترسی به منابع مختلف بسیار مفید باشد؛ اما نمیتوان از آن انتظار داشت تمام کارکردهای مدرسه و دانشگاه را برعهده بگیرد.
سالهای کرونا یک درس مهم برای نظام آموزشی داشت: فناوری میتواند آموزش را در سختترین شرایط زنده نگه دارد، اما نمیتواند تمام معنای آموزش را به دوش بکشد.
آن روزها مجبور بودیم مدرسه را به خانه ببریم؛ امروز، تا جایی که امکانش فراهم است، باید مدرسه را دوباره به مدرسه برگردانیم.
بازگشت به کلاس حضوری، بازگشت به گذشته نیست. اگر این بازگشت با برنامهریزی، استفاده درست از فناوری، توجه به نیازهای دانشآموزان و جبران کاستیهای سالهای گذشته همراه باشد، میتواند آغاز فصل تازهای برای آموزش باشد.
مهر فقط ماه باز شدن درهای مدارس نیست؛ میتواند ماه بازگشت ارتباط، انگیزه، نظم و زندگی به کلاسهای درس باشد.
مدرسه جای ماندن پشت صفحه نیست. دانشآموز برای یاد گرفتن، فقط به اینترنت و محتوا نیاز ندارد؛ به معلم، همکلاسی، گفتوگو، تجربه و حضور هم نیاز دارد.