
به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، در اقتصاد کلاسیک، سه رکن اصلی تولید شامل «سرمایه، مواد اولیه و نیروی انسانی» است. اصفهان در دو رکن اول (سرمایه و زیرساخت)، مزیت نسبی بالایی دارد. اما رکن سوم، یعنی نیروی انسانی، در حال تبدیل شدن به پاشنه آشیل این کلانشهر صنعتی است.
«مهران فاطمی» دستیار ویژه استاندار اصفهان، در تبیین این شرایط میگوید: صنایع ما عادت کردهاند که نیروی کار را همیشه در دسترس بدانند؛ گویی این منبع تمامنشدنی است. اما واقعیتهای آماری نشان میدهد که پنجره جمعیتی ما در حال بسته شدن است.
اگر صنعتگر اصفهانی امروز برای مساله جمعیت هزینه نکند، بیست سال دیگر با کارخانههایی روبرو خواهد شد که دستگاههای مدرن دارند، اما هیچکس نیست که آنها را روشن کند.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند بحران فعلی، نتیجه دههها غفلت از پیوند میان زیست اجتماعی کارگر و فضای صنعتی است.
وقتی جستجوی کارگر به بنبست میخورد
برای درک عمق این بحران در کارخانهها، سراغ مدیر یکی از واحدهای تولیدی رفتیم. او معتقد است بحران، همین امروز آغاز شده است: شاید ده سال پیش، یک آگهی استخدام کافی بود تا صدها نفر پشت در کارخانه صف بکشند.
امروز ماههاست که به دنبال اپراتور متخصص فنی هستیم و تقاضا بسیار بیشتر از عرضه است. مسئله فقط دستمزد نیست؛ بحث فرسایش رغبت نسل جوان به کار صنعتی است.
جوان امروز، کارخانه را یک محیط فرساینده میبیند که با سبک زندگی مدرن او همخوانی ندارد. اگر صنایع به عنوان معین خانواده وارد شوند، میتوانند این فاصله را پر کنند و نگاه جامعه به کارگر صنعتی را دوباره عزت ببخشند.
نگاه جامعهشناختی: گسست صنعت و بافت محلی
یک جامعهشناس حوزه کار، معتقد است راهکار استانداری مبنی بر محلهمحوری یک ضرورت اجتنابناپذیر است: اصفهان به شدت دچار پراکندگی اجتماعی شده است.
کارخانهها در شهرکهای صنعتی حاشیه قرار دارند و محل سکونت خانوادهها در هسته مرکزی. این گسست، یعنی هیچ دلبستگی میان کارگر و فضای تولید وجود ندارد.
مدل محلهمحوری که مطرح شده، یعنی تلاش برای ایجاد پیوند میان خانوادههای محلات قدیمی اصفهان با نیازهای صنعتی همان منطقه. ما باید دوباره محله را به عنوان واحد مولد نیروی انسانی تعریف کنیم. صنعت اگر نتواند در محلات پیرامونش اعتبار اجتماعی کسب کند، بازنده است.

روایت منابع انسانی: بحران «تخصص» در افق نزدیک
مدیر منابع انسانی یکی از صنایع استان، زاویه جدیدی را باز میکند: بحران ما فقط تعداد نیست، تخصص است. روند فعلی پیری جمعیت یعنی ما با خروج انبوه تکنسینهای باسابقه از چرخه تولید روبرو هستیم.
این یک شکاف دانشی ایجاد میکند. پیشنهاد تکفل خانوادههای چندقلو توسط صنایع، شاید در نگاه اول یک کار خیریه به نظر برسد، اما در واقع یک استراتژی مدیریت ریسک است.
ما باید از امروز روی خانوادههایی سرمایهگذاری کنیم که قرار است نیروی کار بیست سالِ آینده اصفهان را تشکیل دهند. این یک سرمایهگذاری بلندمدت روی نیروی کار آتی است، نه یک هزینه اضافه.
تحلیل استراتژیک: چرا صنایع باید «جوانی جمعیت» را جدی بگیرند؟
ورود بخش خصوصی به حوزه جوانی جمعیت، چند مزیت استراتژیک برای خود صنایع دارد که کمتر دیده شده است: نخست ثبات سازمانی یعنی کارگری که تحت حمایتهای اجتماعی معین خود (صنعت) باشد، تعلق خاطر بیشتری به آن سازمان دارد و نرخ چرخش نیرو کاهش مییابد.
مزیت رقابتی در جذب نکته دیگر است. در شرایطی که بحران نیروی انسانی حاد شود، شرکتهایی که خدمات رفاهی جمعیتی و خانوادهمحور ارائه میدهند، برند جذابتری برای نخبگان کارگری خواهند بود.
مورد سوم پایداری اجتماعی است. صنعت اصفهان نمیتواند در جزیرهای جدا از جامعه رشد کند. اگر جامعه اطراف صنعت ضعیف شود، صنعت نیز دیر یا زود تحت تأثیر انتقادات قرار خواهد گرفت.
آزمون بزرگ تابآوری
اصفهان در حال عبور از یک شرایط خاص است. هشدار دستیار ویژه استاندار، تلنگری بود برای بیدار کردن بخش خصوصی از خواب غفلت. اگر صنایع اصفهان امروز برای خانواده هزینه نکنند، فردا باید هزینههای سنگینتر تعطیلی خطوط تولید را بپردازند. این نه یک انتخاب خیرخواهانه، که ضرورتی برای ادامه حیات قطب صنعتی ایران است.
پرسش اصلی اکنون دیگر این نیست که «آیا باید به حوزه جوانی جمعیت ورود کرد؟»، بلکه پرسش حیاتی این است: «آیا برای تغییر ساختار رفاهی صنایع اصفهان، زمان کافی باقی مانده است؟» پاسخ به این سوال را نه در تالارهای همایش، بلکه در نرخ موالید سالهای پیش رو و میزان مشارکت واقعی بخش خصوصی در طرحهای محلهمحور باید جستجو کرد. آزمونِ بزرگِ اصفهان آغاز شده است.
انتهای پیام/