به گزارش خبرنگار تابناک از استان
اصفهان، «چیزی به اسم مانتو در بازار نمانده است.» این گلایه مشترک بسیاری از بانوانی است که این روزها برای خرید به مراکز تجاری مراجعه میکنند. آنچه در ویترینها خودنمایی میکند، یا بلوزهایی است که با برچسب مانتو فروخته میشوند یا شلوارهایی بسیار کوتاه یا با زانوهای پاره، عملاً با عرف پوشش بخش بزرگی از جامعه فاصله دارند.
یکی از خریداران میگوید: «دنبال یک مانتوی ساده و پوشیده هستم، اما هرچه میبینم بلوزهای کوتاهی است که حتی برای محیطهای اداری یا رسمی هم مناسب نیستند. اگر هم لباسی پیدا شود که پوشیدگی مدنظر ما را داشته باشد، قیمت آن بهقدری بالاست که انگار کالای لوکس خریدهایم.» این دوگانگیِ ارزان اما نامناسب و گران و پوشیده، چالشی است که این روزها خانوادهها را کلافه کرده و بسیاری را به خرید اینترنتی یا دوخت خانگی سوق داده است. اما آنجا هم داستان تغییر نمیکند؛ هزینه خرید پارچه مرغوب در کنار دستمزد بالای خیاط، قیمت نهایی لباس را چند برابر مدلهای آماده بازار میکند.
شکاف عمیق طراحی و تولید صنعتی
فرزانه حافظی، کارشناس طراحی و دوخت، ریشه اصلی این آشفتگی را در نبود زنجیره متصل میان طراحی و تولید صنعتی میبیند. او میگوید: «بسیاری از طراحان ما طرحهای خوبی دارند که با فرهنگ جامعه همخوانی دارد، اما این طرحها در مرحله نمونهسازی باقی میمانند و به تولید انبوه نمیرسند. تولیدکننده صنعتی ما نگران فروش است و ترجیح میدهد ریسک نکند و سراغ مدلهای پرفروشِ بازار برود. وقتی هزینههای تولید (پارچه و دستمزد) افزایش مییابد، تولیدکننده برای کنترل قیمت نهایی، مجبور میشود از کیفیت پارچه یا پوشیدگی لباس بزند.»
حافظی در بخش دیگری از تحلیل فنی خود میافزاید: «در صنعت پوشاک، الگوسازی یک هنر مهندسی است. وقتی تولیدکننده میخواهد هزینه را پایین بیاورد، دست به "مهندسی معکوسِ معکوس" میزند؛ یعنی با کاهش متراژ پارچه مصرفی و تغییر در الگوی برش، لباس را به سمت کوتاهتر شدن و نازکتر شدن سوق میدهد. اینگونه است که مانتویی که باید استانداردهای حفاظتی و پوششی داشته باشد، تبدیل به یک بلوز ساده میشود. در واقع، بسیاری از طراحان ما قربانی این دیدگاه اقتصاد حداقلی در تولید صنعتی شدهاند؛ چرا که بازار انبوه، دیگر به دنبال طرح نیست، بلکه به دنبال کالایی است که پارچه کمتری ببرد تا ارزان تمام شود.»
صدای برندهای حجاب؛ چرا پوشیدگی گران تمام میشود؟
در سوی دیگر ماجرا، تولیدکنندگانی هستند که تخصصی در حوزه پوشاک پوشیده (برندهای حجاب و عفاف) فعالیت میکنند. یکی از فعالان این بخش که برندی شناختهشده در حوزه عفاف و حجاب دارد، معتقد است مقایسه قیمت لباسهای پوشیده با لباسهای معمولی بازار، یک خطای دید اقتصادی است.
او میگوید: «تولید یک مانتوی پوشیده و باکیفیت، پروتکلهای خاص خودش را دارد. ما نمیتوانیم از پارچههای نازک بدننما استفاده کنیم، بنابراین مجبوریم سراغ پارچههایی با تراکم بافت زیاد برویم که طبیعتاً قیمت بسیار بالاتری دارند. علاوه بر این، در طراحی لباس پوشیده، متراژ پارچه مصرفی به دلیل قدِ بلندتر و نیاز به لایهبندی برای حفظ حریم، به مراتب بیشتر از بلوزهای رایج بازار است. هزینه دوخت هم به دلیل حساسیت در زیپدوزی، دکمهگذاری و آسترکشی، بالاتر است.»
این تولیدکننده در پاسخ به این پرسش که چرا مردم کمتر سراغ این اجناس میروند، میگوید: «مردم تحت فشار اقتصادی، اولویت را بر قیمت میگذارند. وقتی جامعه با حجم عظیمی از کالاهای "فستفشن" (مد سریع) و ارزانقیمت مواجه است که تنها برای یک فصل تولید شدهاند، مصرفکننده ترغیب میشود کالای بیکیفیت اما ارزان را انتخاب کند. در واقع، ما با عادیسازی بیکیفیتی مواجهیم. مردم میدانند آن لباس ارزان عمر کوتاهی دارد، اما چون قدرت خرید برای کالای باکیفیت پوشیده کاهش یافته، به ناچار به همان گزینههای ارزان و نامناسب رضایت میدهند.»
سیاستگذاریهای معلق
در حالی که دستگاههایی نظیر کارگروه مد و لباس هر از گاهی جلساتی برگزار میکنند تا بر وضعیت پوشش و بازار اثر بگذارند، واقعیت کف بازار نشان میدهد که خروجی این جلسات هنوز به ویترین مغازهها نرسیده است. این کارگروهها اغلب در فضایی آکادمیک یا اداری محصور ماندهاند، در حالی که نبض بازار با منطقِ "هزینه-فایده" و "سلیقه عمومی" میتپد.