یادداشت/

زاینده‌رودِ هنر؛ از شکوه جهانی تا صبوری در غبار

گروه استان‌ها - ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع‌دستی است؛ روزی که برای ما ایرانیان، بیش از هر چیز یادآور شکوه ایران، این بوم پُرپیشه و ریشه در جهان است.
کد خبر: ۱۲۱۶۱۲۰
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۳ 09 June 2026

زاینده‌رودِ هنر؛ از شکوه جهانی تا صبوری در غبار

به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، در تقویم جهانی، ۱۰ ژوئن که برابر با ۲۰ خرداد است را «روز جهانی صنایع‌دستی» می‌خوانند. روزی که برای ما ایرانیان، بیش از هر چیز یادآور شکوه ایران، این بوم پُرپیشه و ریشه در جهان است. در میان این تن تنیده در تمدن، اصفهان جایگاهی ویژه دارد. اصفهان، این نگین فیروزه‌ای هنر ایران، فراتر از مرز‌های جغرافیایی، از سوی یونسکو به عنوان «شهر خلاق صنایع‌دستی» شناخته شده است.

این عنوان، نه فقط یک نام افتخاری، بلکه گواهی بر هم‌نشینی دیرینه «معاصریت»، «خلاقیت» و «سنت» در این جهانشهر است. وقتی از اصفهان سخن می‌گوییم، از شهری حرف می‌زنیم که در آن، ذوق هنرمندانش بر دیواره‌های خشتی و آجری و کاشی، بر زمین‌های فرش شده با قالی و گلیم و گبه، بر پیکر پایدار فولاد و مس و برنج، و بر سینه مرمرین پارچه و بوم و کاغذ، نبض تپنده فرهنگ ایرانی را جاری ساخته است. این شهر، موزه‌ای زنده از آثاری است که در آن، «خلاقیت» به جای «تولید انبوه»، حرف اول را می‌زند.

ولی در پس این عنوان جهانی و در میان نقش‌ونگارهای دلربای آثار استادکاران و هنرمندان اصفهانی، واقعیتی تلخ در جریان است. سال‌هاست که چرخ کارگاه‌های صنایع‌دستی به کندی می‌چرخد. دوران کرونا و پس از آن، نخستین ضربه محکم را بر پیکره گردشگری و بازار صنایع‌دستی وارد کرد. آن‌روزها، سکوت وهم‌انگیز بازار بزرگ اصفهان، پیش‌درآمدی بود بر سال‌های دشوار بعدی.

امروز، هنرمندان ما با جبهه‌ای گسترده از مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. تحریم و تورم، قیمت بالای مواد اولیه‌ای را که روزگاری نه چندان دور، با بهایی منصفانه در دسترس بود، به اوج رسانده است. تحریم‌های اقتصادی و سایه سنگین تنش‌های منطقه‌ای و تهدیدهای جنگ، نه تنها دسترسی به بازارهای جهانی را دشوار کرده، بلکه حضور گردشگران خارجی را که اصلی‌ترین خریداران آثارِ نفیس و گران‌بها بودند، به کمترین میزان رسانده است. در کنار این‌ها، کاهش قدرت خرید مردم، باعث شده تا صنایع‌دستی، به عنوان کالایی غیرضروری، از سبد خرید خانواده‌ها خارج شود.

وضعیتِ معیشتی استادکاران و هنرمندان، اکنون در تنگنای دردناکی گرفتار شده است. کارگاه‌هایی که نسل‌به‌نسل پناهگاه هنر و اصالت بودند، امروز در خطر خاموشی قرار دارند. بسیاری از پیشکسوتان، با قلبی مالامال از اندوه، در حال جمع‌آوری بساط سال‌ها تجربه‌اند و جوانان مستعد نیز، به دلیل نبود امنیت شغلی، از ورود به این عرصه دشوار پرهیز می‌کنند. این زوال تدریجی، به راستی زنگ خطری برای میراث تمدنی ایرانیان است.

با این همه، اگر بخواهیم در این روز نمادین، تنها از ناامیدی سخن بگوییم، در حق روح پویا و سرکش هنر ایرانی جفا کرده‌ایم. در میان همین سختی‌ها، هستند هنرمندانی که با چنگ‌ودندان، چراغ کارگاه خود را روشن نگه داشته‌اند. امید، در رگ‌های هنر این سرزمین، همچون زاینده‌رود، حتی در روزهایی که بسترش خشکیده، در جریان است. ما آموخته‌ایم که هنر ایرانی، در دل سختی‌ها زاده شده و در بزنگاه‌های تاریخی، بازتولید شده است.

باید به آینده‌ای خوش امیدوار بود؛ امیدی که به اندازه جریان همیشگی زاینده‌رود، زنده و جاری است. همان‌طور که این رود رقصان، همیشه راه خود را از میان سنگ‌ها و صخره‌ها باز کرده و به قلب اصفهان رسیده است، هنر صنایع‌دستی ایران نیز می‌تواند با نگاهی نو، با پیوند تکنولوژی و سنت، و با توجه به نیازهای کاربردی دنیای معاصر، دوباره زنده شود. کافی است ایمان داشته باشیم که این ریشه‌ها، ژرف‌تر از آن هستند که با تندبادهای اقتصادی و سیاسی از جای درآیند.

باید در این روز، به جای افسوس خوردن یا شعاردادن، دست هنرمندان را به گرمی بفشاریم. حمایت ما از یک اثر دست‌ساز، هرچند کوچک، نه فقط خرید یک کالا، که «سرمایه‌گذاری بر روی ماندگاری فرهنگِ ایرانی» است. اصفهان، شهر خلاق صنایع‌دستی، همواره نماد ایستادگی در برابر طوفان بوده است.

به امید روزی که دوباره کوچه‌های نقش‌جهان، از طنین صدای چکش‌ها بر فلزها، دفتین‌ها بر دارهای قالی، قالب‌ها بر پارچه‌های قلمکار، صریر قلم‌ها بر بوم و کاشی و مینا، و نیز، خنده گردشگران پُر شود و زاینده‌رود هنر ایران، خروشان‌تر از همیشه، در جان این شهر جاری باشد.

یادداشت: سمانه سرجویی (کنشگر حوزه فرهنگ و هنر)

انتهای پیام/ 

آخرین اخبار