کد خبر: ۲۹۹۶۵۲
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۷:۴۹ 21 September 2016
بسیاری از مدیران حوزه مدیریت منابع آب و نیز رسانه های همسو با پرداختن به مسئله ای به نام بحران آب سعی در خطرناک توصیف کردن شرایط کنونی کشور دارند. این افراد به صورت ویژه پیکان حمله خود را به سمت کشاورزی می گیرند و از مقرون به صرفه نبودن و توجیه اقتصادی نداشتن کشاورزی در ایران صحبت می کنند.
 
ابزار و امکانات در اختیار مدیران و رسانه هایی که با آنها همکاری می کنند در حالی انتقادهای شدید خود را متوجه کشاورز و کشاورزی کشور می کنند که از آن سو کشاورز ایرانی ابزار و فرصتی برای نقد متقابل ندارد و به ناچار یا باید تحت تأثیر سیاست های مدیران باشد و یا باید همانند یک فرزند یتیم خود برای سرنوشتش تصمیم گیری کند.
 
مشکلات عظیم موجود در بخش کشاورزی کشور، به ویژه مشکلات مرتبط با منابع آب سبب شد تا «تابناک» ابعاد مختلف این مسائل را در گفت و گو با دکتر سیدحسن مطیعی لنگرودی، استاد تمام دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران و متخصص مسائل جغرافیای اقتصادی و جغرافیای کشاورزی بررسی کند.
 
در ادامه مشروح گفت و گوی «تابناک» با دکتر مطیعی می آید:
 
آقای دکتر ضمن عرض سلام و خسته نباشید لطفاً برای شروع بفرمایید، نظر شما در مورد وضعیت منابع آب ایران چیست و اینکه بسیاری از افراد شرایط کنونی را بحرانی معرفی می کنند به نظر شما چقدر صحیح است؟
 
در مطبوعات می نویسند که وضعیت منابع آب ایران بحرانی است و مسئولین نیز به این موضوع تأکید دارند. این موضوع درست است ولی بحران آب ما از نظر مدیریت است و از نظر منابع آب موجود در کشور بحرانی نداریم. دلیل این صحبت من این است که در دو سطح کلان  و خرد مدیریت خوب و قابل قبولی را در بخش آب ملاحظه نمی کنیم. در سطح کلان ارگان ها و وزارتخانه مطرح هستند که البته مشکل عمده بحران آب کشور نیز از این بخش منشأ می گیرد و  در سطح خرد هم مصرف کنندگان قرار دارند که آنها هم رفتار رضایت بخشی در رابطه با آب ندارند.
 
بر اساس آمار موجود 93 درصد از منابع آب استحصالی کشور در بخش کشاورزی و 7 درصد مابقی در بخش کشاورزی، شرب و فعالیت های خدماتی دیگر به مصرف می رسد.  معنای این آمار این است که در بخش شرب علی رغم همه فشارها و محدودیت های بسیار زیادی که برای شهروندان اعمال می کنند به انضمام بقیه موارد (صنعت و خدمات) فقط 7 درصد آب مصرف می شود.
 
 این درحالی است که بخش کشاورزی  به تنهایی 93درصد آب ایران را مصرف می کند و بر اساس آمار دقیقی که من دارم  در برخی مناطق کشور تا 65 درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی به دلیل وجود روش های سنتی و غرقابی کشاورزی  هدر می رود. به بیان بهتر در حال حاضر ما تنها از یک سوم منابع آب موجود بهره برداری می کنیم و به واسطه مدیرت غلط منابع، دو سوم دیگر را تلف می کنیم.
 
وقتی به برخی از روستاهای دور افتاده و کویری سفر می کنیم، می بینیم هنوز سیستم آبیاری این مناطق به روش هخامنشیان و ساسانیان انجام می شود. در این سبک آبیاری آنهم در برابر نور شدید خورشید میزان تبخیر بسیار بالا می رود و  15 درصد آب به ریشه گیاه و در آن هوای گرم 80 درصد دیگر به واسطه تبخیر و سیستم سنتی آبیاری هدر می شود لذا وقتی می گویم مدیریت منابع آب ما مشکل دارد؛ منظورما این است.
 
ما اگر بخواهیم در بین کشورهای جهان یک الگوی موفق مدیریت منابع آب و کشاورزی برای ایران مثال بزنیم، شما کدام کشور را پیشنهاد می کنید؟
 
بسیاری از کشورهای پیشرفته را می توان مثال زد که اکثرا در بحث مدیریت منابع آب و تنظیم الگوی کشت مناسب کشاورزی موفق بوده اند. در کشورهای توسعه یافته اصلاً کشاورزی سنتی مطرح نیست. من در یک بازه زمانی 10 ساله در کشور کانادا بر روی مسائل کشاورزی مطالعه انجام داد. در این کشور تحت هیچ شرایطی سیستم آبیاری سنتی وجود ندارد.در کانادا مسئولین  کشاورزی را به سمت کشت گلخانه ای برده اند. جدا از کشت گلخانه ای، آبیاری قطره ای، بارانی و نشتی دیگر اقداماتی است که در این کشور برای افزایش راندمان تولید محصول و کاهش هزینه ها انجام شده است.  ضمن اینکه در کشورهای توسعه یافته شما می بینید که کشاورز هنگام اقدام برای کشت محصول از اطلاعات جامعی برخوردار است و با علم و آگاهی نسبت به نیاز داخل و بخش صادرات اقدام به کشت می کند.
 
یکی از مشکلاتی که مسئولین در مورد چرایی کند بودن تغییر سیستم آبیاری در ایران مطرح می کنند، بحث مشکلات مالی است. آنها می گویند برای مکانیزه کردن کشاورزی هر هکتار حدود 10 میلیون هزینه دارد. نظر شما چیست؟
 
هر هکتار 10 میلیون تومان رقمی نیست که قابل ذکر باشد، چرا که با توجه به محدودیت های آبی که داریم ناچار هستیم به این سمت حرکت کنیم. مسئولین وزارت کشاورزی باید بخشی از هزینه ها را به کشاورزان وام بدهند و بخشی از هزینه ها را نیز به صورت یارانه تقبل کنند. ضمن اینکه به نظر من دولت باید چاه های غیرقانونی را پلمپ کند و صاحبان چاه های قانونی که دارای پروانه هستند را نیز موظف کند تا در یک بازه زمانی  10 ساله سیستم آبیاری خود را مکانیزه کنند در غیر اینصورت پروانه های آنها را لغو مجوز کند.
 
نظر شما در مورد طرح های سدسازی چیسیت؟ برخی این اقدامات را عامل بحران می دانند؟
 
شما اگر دقت کنید هر سال در بسیاری مناطق کشور کشور سیل رخ می دهد. ضمن اینکه این سیل ها شاهدی است برای کسانی که می گویند بحران آب داریم، زدن سد با هدف مهار آب های هرز نه تنها مانعی ندارد بلکه برای ذخیره کردن این سیلاب ها ضروری است. البته در مورد نوع سدهایی که زده می شود باید توجه کرد که سد با زدن حجم کوچک خوب است چرا که می تواند از وقوع سیل جلوگیری کند و آب را در بازه زمانی خوب در اختیار  مصرف کننده قرار دهد و لی افراط در زمینه سد سازی و زدن سدهای عظیم که در بسیاری از آنها ملاحظات زیست محیطی و وجود منابع کافی آب رعایت نمی شود، خود عاملی برای بروز مشکل است.
 
وزارت جهاد کشاورزی بر اساس شرح وظایفش وظیفه برنامه ریزی، تنظیم الگوی کشت، توسعه صادرات و... را بر عهده دارد اما مشکلات موجو نشان می دهد که وظایف خود را خوب انجام نمی دهد، نظر شما چیست؟
 
در کشور ما برنامه ای برای الگوی کشت وجود ندارد و این موضوع باعث می شود در برخی سال ها با افزایش یک محصول و کمبود محصول دیگر مواجه باشیم. این اتفاق دلیلی است بر اینکه در بسیاری مواقع محصول فراوان تولید شده هزینه تولید خودش را هم بر نمی¬گرداند و از آن سو محصول کم تولید شده نیز با قیمت های گزاف که البته بیشتر آن به جیب دلال ها می رود در بازار توزیع می شود.
 
برای ایجاد نشدن این مشکلات باید در کشور موضوع بانک زمین را پیگیری کنیم که متولی آن هم وزارت کشور است. در بانک زمین نیازهای مصرفی و صادراتی به صورت دقیق مشخص می شود  و بر اساس این اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی از قبل به کشاورزان برنامه میدهد که چقدر باید هر محصولی کشت شود.
 
 این اقدام از طریق ادارات جهاد کشاورزی در سراسر کشور به اطلاع کشاورزان می رسد. برای مثال دقیق مشخص می شود که در شهرستان سراب چقدر باید سیب زمینی کشت شود که اگر بیشتر از آن کشت انجام شود از قبل مشخص می شود و کشاورز زیان می کند و این موضوع دیگر جای نقدی برای کشاورز باقی نمی گذارد.
 
در حال حاضر شرایط به گونه ای است که کشاورز خودش و بدون برنامه، وقتی می بیند یک سال محصول سیب زمینی گران شده است برای سال بعد اقدام به کشت سیب زمینی می کند و در فصل برداشت، ارزان شدن سیب زمینی باعث ضرر کشاورز می شود که در واقع عامل این ضرر وزارت کشاورزی است که مشاوره و آموزش خوبی به کشاورز نداده است.
وزارت جهاد کشاورزی باید در همه مناطق کشور برنامه اطلاعلاتی کامل داشته باشد و به کشاورزان روش های بهینه کشت و نوع محصول مناسب برای کشت را آموزش بدهد.  این وزارتخانه همچنین باید الگوی های موفقی را ایجاد و به کشاورز نشان دهد تا از این طریق کشاورزان ترغیب شوند، روش های کشت خود را به سمت بهینه شدن تغییر دهند.
 
متأسفانه جهاد کشاورزی در حال حاضر یک سیستم تشریفاتی است که برخی کارهای معمول و روزمره را انجام می دهد. این مجموعه با اشباع شدید کارمند مواجه است و در بسیاری موارد هزینه بسیاری را بر کشور تحمیل می کند و البته دردی از کشاورزی را نیز دوا نمی کند.
 
نظر شما در مورد صادرات محصولات کشاورزی چیست؟
 
صادرات و ورادات یک امر اقتصادی است که باید به بخش خصوصی واگذار شود. دولت در ایران خیلی بزرگ است و با آن دستگاه عریض طویل بودجه هایی را مصرف می کند که می تواند صرف زیر ساخت های کشاورزی شود. ما برای اداره کشور نیاز به این گستردگی دولت نداریم. در مورد بحث صادرات و واردات محصولات کشاورزی نکته اینکه دولت باید این مقوله را به دست بخش خصوصی بدهد و دولت در این بخش ها باید نقش حمایتی و هدایتی داشته باشد.
 
آقای دکتر نظر شما در مورد مباحث کشت محصولات آب بر و کشت فرا سرزمینی چیست؟
 
این مباحث یک سری بحث های غلط و من در آوردی است. در مورد بحث محصولات آب بر نکته اینکه ما در ایران محدودیت آب نداریم. ما گفتیم 65 درصد از 93 درصد آب بخش کشاورزی را هدر می دهیم. این خود نشان می دهد که به جای تأکید بر این مسائل باید مسئولین به سمت صرفه جویی این آبهای هدر رفته بروند.
 
کشاورزی یک فعالیت اقتصادی است که شادابی و خرمی را برای کشور به ارمغان می آورد. معلوم است که نباید محصولات آب بر را در مناطق کم آب که در سال کمتر از 150 میلیمتر بارندگی دارند، کشت کرد و لی این محصول ها را می توان  در مناطق پر آب کشور مثل مناطق ساحلی شمال منحصر کرد و توسعه داد. در نواحی ساحلی ما مشکلی از نظر منابع آب نداریم و موضوع ممنوعیت کشت محصولات آب بر در برخی مناطق کشور بی معنی است. منظور ما از تنظیم الگوی کشت که می گوییم همین است. یعنی هر شهرستان باید برای خود یک بانک اطلاعاتی زمین داشته باشد و در چارچوب توانمندی های خودش کشاورزی کند.
در مورد کشت فرا سرزمینی نکته اینکه در برخی محصولات ما وضعیت خوبی داریم ولی در برخی محصولات نیز وضعیت ما خوب نیست. بحث کشت فراسرزمینی وابسته به مطالعات تخصصی است. اگر واقعاً کشوری باشد که امکان کشت در آن وجود دارد و میزان تولید ما در آنجا زیاد و به صرفه است، این موضوع اشکالی ندارد ولی این ها همه یک سری حرف های ایده آلیستی، خیالی و آرمانگرایانه است که یقین داشته باشید هیچگاه عملیاتی نخواهند شد. ما در ایران آنقدر زمین داریم که نیازی به زمین در کشورهای دیگر نیست. مشکل ما مدیریت منابع آب است که آن هم با یک مدیریت درست حل می شود.
 
شما آینده کشاورزی کشور را با شرایط کنونی چطور تصور می کنید؟
 
وضعیت حال حاضر مناطق روستایی به گونه ای است که در بسیاری از روستاها خود روستائیان به دلیل افزایش سطح آگاهی و تحصیلات عالیه فرزندان آرام آرام خود سکان کار را به دست گرفته اند و به سمت اصلاح الگو و سیستم کشاورزی حرکت کرده اند. در این بین  دولت باید مداخلات خود را کم کند و هزینه های گسترده خود را که بخاطر نیروهای زیاد کارمندی تلف می کند باید در جهت کمک به زیرساخت های بخش کشاورزی مورد استفاده قرار دهد استفاده کند. جهاد کشاورزی باید بداند افزایش دستگاه های ادرای جز افزایش مشکل، دردی از کشاورزی کشور دوا نمی کند.
 
باید دقت داشته باشیم که کشاورزی مدرن برای جامعه شغل ایجاد نمی کند چون اساساً به نیروی زیاد نیاز ندارد و اهمیت کشاورزی کنونی در بحث تأمین مواد غذایی و نیازهای اولیه جامعه است. اگر دقت کنید کشورهای پیشرفته با وجود تولیدات بالا در بخش کشاورزی چیزی حدود 2 درصد از نیروی کار خود را در بخش کشاورزی فعال کرده اند.
 
آقای دکتر ضمن تشکر از وقتی که در اختیار «تابناک» قرار دادید، اگر نکته ای در پایان مد نظرتان است، بفرمایید؟
 
بله با تشکر؛ یک بحث جدیدی که در در کشورهای توسعه یافته مطرح است و آنها برای آن برنامه ریزی کرده اند و هم در بحث تولید و هم به توسعه کمیت درآمد کشاورزان کمک می کند، بحث گردشگری مذهبی است. اگر برای مناطق کشاورزی امکانات اقامتی فراهم شود و جذب گردشگر صورت بگیرد، می توان هم تولید را افزایش داد  و هم کسب درآمد و اشتغال را در بخش کشاورزی توسعه داد. در حال حاضر بحث کشاورزی گردشگری حتی برای مدیران شناخته شده نیست و گردشگران روستایی و کشاورزی به صورت خودجوش و بدون حمایت دولتی در این مناطق حاضر می شوند که باید به این موضوع توجه کرد.
 
نکته آخر بنده اینکه کشاورزی یکی از بخش های بسیار پر اهمیت در کشور است که غذای مردم را تأمین می کند و حیات جامعه به آن وابسته است. توسعه کشاورزی همسو با توسعه بخش آبی است و بدون آب اصلاً کشاورزی معنا ندارد. از همین رو برنامه ریزی برای حفظ منابع آب و در ادامه توسعه کشاورزی بسیار ضروری است که هم در سطح کلان و هم در سطح خرد باید دنبال شود.
 
این امر محقق نمی شود مگر با تلاش برای بهره مندی مطلوب تر از نواحی جغرافیایی که در آن مباحثی نظیر برنامه ریزی فضایی و آمایش سرزمین مورد توجه است. در این زمینه با توجه به شناختی که جغرافیدانان از سرزمین و برنامه ریزی های فضایی دارند، می توانند به مسئولین کمک شایانی بکنند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار