یاداشت از محمدرضا زائری؛
تابناک: امروز بسياري از ما بايد شرمنده اميرالمؤمنين باشيم كه دنبال حق نبوده ايم و نيستيم و به همين دليل هم جبهه حق را تضعيف كرده ايم و ولايت او را كم رنگ ساخته ايم.ما كه براي محكوم كردن يك تخلف قانوني نخست مي بينيم طرف از كدام جناح است ! اگر دوست ما باشد توجيه مي كنيم يا ساكت هستيم و اگر دشمن ما باشد فرياد مي زنيم !
کد خبر: ۲۹۹۰۰۶
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۳ 20 September 2016
تابناک اصفهان: اين چند خط را در نجف اشرف مي نويسم و در جوار حرم مولى الموحدين و در روز غدير كه بارزترين جلوه جدايي حق از باطل در طول تاريخ است . عيد ولايت عيد ايستادگي پاي حق است و بزرگترين جلوه "حق" ولايت امير المؤمنين است، و بالاترين عنايت و لطفي كه خداوند مي توانسته به كسي بكند اين بوده كه او را بر اين ولايت بدارد. و ما همه دلخوشيم از اين نعمت و شادمانيم از اين بركت كه اگر تا قيامت سر به سجده بگذاريم و شكر كنيم كافي نيست.
 
اما زماني ما مي توانيم به حقيقت و كمال از اين ولايت دم بزنيم كه خودمان اهل حق باشيم و معيارمان در زندگي حق باشد. وگرنه بهتر و بالاتر از ما فراوان بوده اند كه به لفظ و زبان از حق گفته اند و با حق درافتاده اند اما در عمل به دامن باطل غلتيده اند.  
 
اگر ما در امور روزمره پاي حق ايستاديم و معيارمان حق بود مي توانيم از ولايت امير المؤمنين دم بزنيم.
 
 اگر در همه چيزمان فقط به حق فكر كرديم و از چيزي جز عدالت و حقيقت نهراسيديم مي توانيم بگوييم غدير را جشن گرفته ايم.
 
اگر در فيش هاي نجومي و تخلف املاك و فساداقتصادي برايمان طرف ماجرا فرقي نداشت ، اگر محمود احمدي نژاد و سعيد مرتضوي برايمان با ميرحسين موسوي و مهدي كروبي  تفاوت نكرد ، اگر در هر چيزي قبل از محاسبات جناحي و ملاحظات رسمي به "حق" فكر كرديم آن وقت مردم مي گويند پس حرفش در مورد غدير هم راست است !
 
اگر مبناي ما در همه چيز حتى دشمن مان هم حق بود و بر اساس شيوه اميرالمؤمنين عمل كرديم كه نسبت به برادر يا دخترش همان قدر سخت مي گرفت كه به معاويه و عمرو عاص ، و اگر معيارمان در پذيرش نظرات و مواضع ديگران سخن مولا بود كه "أنظر الى ما قيل و لا تنظر الى من قال"! و اگر ضابطه مان در تصميم گيري ها و واكنش ها "إعرف الحق تعرف أهله" بود ... آن وقت هركسي خواهد گفت اينها كه اين قدر بر حفظ "حق" حساس هستند لابد راست مي گويند و در قضيه سقيفه و حادثه غدير هم حق با اينهاست كه اين قدر بر حق مداري و حق جويي و حق طلبي وسواس دارند ! و هميشه به دنبال حق مي گردند !اما وقتي در امور عادي خودمان (از مسايل ساده خانوادگي تا امور كلان سياسي) قبل از "حق" مصالح و منافع "خود" را در نظر داريم چه كسي صداقت و جديت ما در جستجوي حق را از ما خواهد پذيرفت ؟
 
امروز بسياري از ما بايد شرمنده اميرالمؤمنين باشيم كه دنبال حق نبوده ايم و نيستيم و به همين دليل هم جبهه حق را تضعيف كرده ايم و ولايت او را كم رنگ ساخته ايم.
 
ما كه براي محكوم كردن يك تخلف قانوني نخست مي بينيم طرف از كدام جناح است ! اگر دوست ما باشد توجيه مي كنيم يا ساكت هستيم و اگر دشمن ما باشد فرياد مي زنيم ! ما كه براي تأييد يك كار درست ابتدا مي پرسيم صاحبش از كدام طرف است ! اگر رفيق ما باشد مي ستاييم و بر سر مي گيريم و اگر از ما نباشد تخريبش مي كنيم و به جستجوي نقص بر مي آييم!
 
وقتي در باره حقوق زندانيان كهريزك مي نويسيم كه متعلق به جبهه ما باشند و وقتي به جنايات سعيد مرتضوي اعتراض مي كنيم كه به جريان مقابل منسوب باشد. وقتي فتنه كودتاگران هشتاد و هشت را خيانت مي دانيم و محكوم مي كنيم كه طرفدارانش را نپسنديم و وقتي به خطاها و خيانت هاي هشت سال رياست جمهوري احمدي نژاد و جماعتش اعتراف مي كنيم كه در جبهه مقابل ما باشند !
 
بايد در روز عيد غدير به جاي كف زدن و شادي كردن و عيدي دادن و جشن گرفتن و ... سر شرمندگي در محضر حضرت امير سلام الله عليه پايين بياندازيم و صادقانه اعتراف كنيم كه درس غدير را درست فرانگرفته ايم و  معيار ما چنان كه او مي خواست "حق" نيست !
 
اگر "حق" به نفع ما باشد پاي حق مي ايستيم و اگر "حق" به سود ما نباشد رهايش مي كنيم ! پس ما دور سر خودمان مي گرديم نه "حق" و در همين حال به آنان كه در روز هجدهم ذي الحجه سال آخر پيامبر "حق" را ديدند و رها كردند، و شناختند اما در مقابلش ايستادند ايراد مي گيريم ! و ناسزايشان مي گوييم و بر آنان خشمگين مي شويم !
 
راستي غير از تفاوت زمان و مكان ، غير از اختلاف تاريخ و جغرافيا ، ما با هم چه فرقي مي كنيم ؟ ما با هم چه قدر تفاوت داريم ؟ جز اين كه آنان هزار و چهارصد سال پيش از ما "حق" را به خاطر "خود" زير پا گذاشتند و ما امروز " حق" را به خاطر "خود " زير پا مي گذاريم ؟  جز اين كه آنان در مدينه "حق" را رها كردند و ما در كابل و تهران و لندن و اصفهان ؟
 
درس غدير تبعيت از "حق" و كنار گذاشتن "خود" است حتى به قيمت مصيبت عاشورا. و كسي كه اين درس را فرانگرفته باشد نمي تواند به طور كامل ادعاي تمسك به ولايت را داشته باشد. با اين وضع كارنامه اكثرمان نمره قبولي ندارد و معمولا رفوزه ايم. امروز كسي مي تواند با اطمينان و شادمانه نغمه "الحمدلله الذي" سر دهد كه با تمام وجود خود را براي پذيرش "حق" آماده كرده باشد و مردانه پاي حق جويي اش هم بايستد و مجاهدانه هزينه حق طلبي اش را هم بدهد!
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: